۱۳۸۹ مهر ۱۱, یکشنبه

«اگر حاکمیت می‌توانست، تا به حال موسوی و کروبی را دستگیر کرده بود»


مصاحبه با رادیو دویچه وله

دادستان کل کشور گفت‏، اگر "سران فتنه" توبه نکنند، با آنان برخورد خواهد شد. محمدعلی توفیقی، عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب، معتقد است اگر حکومت از عواقب دستگیری این دو واهمه نداشت تا به حال قطعا این کار را کرده بود.

دویچه‏وله: آقای توفیقی، آیا به‏نظر شما، نظام جمهوری اسلامی ایران در مرحله‏ای هست که دست به دستگیری آقایان موسوی و کروبی بزند؟

محمدعلی توفیقی: اگر این آقایان توان آن را داشتند که پاسخ‏گوی تبعات احتمالی بازداشت آقایان موسوی و کروبی باشند، قطعاً در یک‏ونیم ‏سال گذشته‏ی بعد از وقایع انتخابات، این کار را انجام می‏دادند. چون آن‏ها به‏شدت نگران هستند که این موضوع می‏تواند دامنه‏ی ناآرامی‏ها و اعتراضات عمیق مردم را گسترش بدهد و آن‏ها را با بحران‏های جدیدی مواجه کند.

البته روشی هم که در پیش گرفته‏اند، این است که می‏خواهند حساسیت‏های جامعه را کاهش بدهند و موضوع را مشمول مرور زمان کنند، تا اگر این کار را انجام دادند، کم‏ترین تنش و کم‏ترین تبعات را برای‏شان داشته باشد. اما همان‏طور که گفتید، محدودیت‏های شدیدی در یکی دو ماه اخیر اتفاق افتاده؛ مانند بستن دفاتر کار این آقایان و همین‏طور برخورد با ملاقات‏کنندگان که آخرین مورد آن برخورد با خانواده‏های سرداران جنگ و بازجویی و بازداشت آنان بود.

همه‏ی این‏ها نشان می‏دهد که احتمال این‏که قصد داشته باشند برخوردی بکنند، مقداری افزایش پیدا کرده است. اما به‏نظر من، شرایط داخلی و همین‏طور وضعیت خارجی، موقعیتی شکننده‏تر از آن را برای جمهوری اسلامی ایجاد کرده که بخواهد خود را با بحران جدیدی مواجه کند.

چه درصدی را به واکنش‏های احتمالی بین‏المللی اختصاص می‏دهید؟ چون اخیراً در درون اتحاد‏یه‏ی اروپا هم بحث‏هایی صورت گرفته، مبنی بر این‏که باید نسبت به برخوردهایی که با آقایان موسوی و کروبی شده، موضع‏گیری بشود. فکر می‏کنید اگر دستگیری‏ این دو نفر اتفاق بیفتد، آیا مثلاً اتحادیه‏ی اروپا ممکن است واکنشی نشان بدهد؟

طبیعتاً در یک سال و نیم گذشته، یکی از ویژگی‏های جنبش سبز این بود که برخلاف همه‏ی حرکت‏های اعتراضی‏ای که در ۳۱ سال گذشته وجود داشته، از یک حمایت معنوی و پشتیبانی بین‏المللی بسیار گسترده، در سطح اتحادیه‏ی اروپا و رؤسای جمهور بسیاری از کشورهای مهم، مانند امریکا، برخوردار بوده است.

با توجه به این‏که اساساً انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، موضوعی ابهام‏برانگیز بوده و اتحادیه‏ی اروپا چندین بار نسبت به برخورد با معترضین به نتایج این انتخابات واکنش نشان داده است، به‏نظر من، در صورت بازداشت آقایان موسوی و کروبی، به احتمال بسیار زیاد، اتحادیه‏ی اروپا و همین‏طور بسیاری از مجامع بین‏المللی و شخصیت‏های برجسته‏ی بین‏المللی قطعاً نسبت به این موضوع واکنش نشان خواهند داد.

یکی از نگرانی‏های حاکمان ایران هم همین موضوع است. چون آن‏ها امروز در جبهه‏های مختلفی در سطح بین‏المللی تحت فشار هستند. شما می‏بینید، حتی موضوع داخلی‏ای مانند محاکمه‏ی افرادی که سیاسی هم نیستند، تبدیل به یک جنجال بین‏المللی علیه ایران می‏شود.

محمدعلی توفیقی می‌گوید بحران اقتصادی به شرط هوشمندی رهبران جنبش سبز می‌تواند برای این حرکت مفید باشدمحمدعلی توفیقی می‌گوید بحران اقتصادی به شرط هوشمندی رهبران جنبش سبز می‌تواند برای این حرکت مفید باشد

اخیراً بعد از بحث هدف‏مند کردن یارانه‏ها و این‏که مدام تاریخ آغاز این طرح عقب می‏افتد، بحث‏هایی از سوی مقامات امنیتی و فرماند‏هان سپاه مطرح است که از آن با نام "فتنه‏ی اقتصادی" نام برده‏اند و گفته‏اند که دشمن درصدد است در جریان هدف‏مند کردن یارانه‏ها، فتنه‏ی دیگری به نام فتنه‏ی اقتصادی برپا کند. این نشان‏دهنده‏ی چیست؟ آیا واقعاً ممکن است اجرای این طرح باعث ایجاد ناآرامی، شورش یا اغتشاش بشود؟

واژه‏ی "فتنه"، واژه‏ی جدیدی است که از یک سال و نیم گذشته وارد ادبیات سیاسی حاکمان ایران شده است. اما مفهوم تازه‏ای نیست. در تمام سالیان گذشته، حاکمان ایران این‏گونه تصور کرده‏اند که همه‏ی مشکلاتی که در داخل کشور وجود دارد، نتیجه‏ی توطئه‏های استکبار جهانی، قدرت‏های بزرگ و… است که در برابر پیشرفت و توسعه‏ی ایران به‏صورت یک سد ایستاده‏اند. آن‏ها هرگز به این‏ نکته توجه نکرده‏اند که ممکن است ناتوانی و ناکارآمدی خود آن‏ها عامل بسیاری از این مشکلات باشد که گریبان‏گیر مردم و موجب وضعیت آشفته‏ی کشور است.

اخیراً هم که واژه‏ی "فتنه" تبدیل به واژه‏ی رسمی و ادبیات سیاسی جدید در میان حاکمان ایران شده است، به‏نظر می‏رسد که بازهم می‏خواهند با واژه‏ی فتنه، بر ناتوانی‏ها و ناکارآمدی‏های خود سرپوش بگذارند. تا دیروز فتنه‏ی سیاسی بود که کشورهای خارجی و اجانب علیه استقلال مردم ایران به‏کار می‏بردند و قصد داشتند در نتیجه‏ی انتخابات دخالت کنند و امروز این فتنه، تحت عنوان مسائل اقتصادی ادامه پیدا می‏کند.

در حالی که اساساً این‏گونه نیست. بخش عمده‏ای از آن‏چه این آقایان به عنوان "فتنه" از آن نام می‏برند، برمی‏گردد به این‏که این‏ها صلاحیت و استعداد حل مشکلات و مسائل کشور را ندارند و این‏که اصرار دارند "فتنه" تداوم پیدا کرده و از شکل سیاسی به شکل اقتصادی رسیده است، به‏نظر من، می‏تواند نشانه‏ی پیش‏بینی عمیق شدن بحران‏های سیاسی- اجتماعی باشد.

پیش‏بینی خود شما چیست؟ آیا ممکن است واقعاً بحران‏های اقتصادی مردم را به جایی برساند که یک‏بار دیگر ناآرامی‏ها این‏بار در اعتراض به وضعیت اقتصادی شروع شود؟

بحث هدف‏مند کردن یارانه‏ها، از اوایل شروع به‏کار آقای احمدی‏نژاد در سال ۱۳۸۴ و همین‏طور در سال ۸۵ مطرح بود و ایشان می‏خواستند این‏کار را شروع کنند. حتی قبل از این‏که با وضعیت سیاسی اخیر -که من فکر می‏کنم کاهش مشروعیت داخلی شدید و یک انزوای بین‏المللی گسترده‏تر هست- مواجه شوند، پیش‏بینی می‏شد که اجرای هدف‏مند کردن یارانه‏ها، می‏تواند بحران‏ها و شورش‏های اجتماعی را به‏همراه داشته باشد.

به‏خاطر این‏که قطع یارانه‏‏‏ها و واقعی کردن بسیاری از قیمت‏ها، طبیعتاً به اقشار ضعیف‏تر جامعه و کسانی که از درآمدهای پایین‏تری برخوردار هستند، فشار‏های بسیار سنگینی می‏تواند وارد کند که این فشارها می‏تواند خود را به صورت ناآرامی و شورش نشان بدهد. حال اگر به این مسئله، وقایعی را که در یک‏ونیم سال گذشته اتفاق افتاد، اضافه کنید و این‏که مردم چهره‏ای بسیار خشن از حکومت را شاهد بودند و ناآرامی‏ها و اعتراضات گسترش پیدا کرده، مجموعه‏ی این‏ها نشان می‏دهد که احتمال بحران و شورش‏ها و ناآرامی‏های اجتماعی، امری بسیار محتمل به‏نظر می‏رسد.

همین چند روز پیش، آقای خوش‏چهره که از اصول‏گرایان مجلس هشتم بودند و بعداً به مجلس راه پیدا نکردند، از اجرای هدف‏مند کردن یارانه‏ها به عنوان یک چاشنی برای بشکه‏ی باروت اسم بردند. چون ایشان هم می‏داند که این دولت، یعنی دولت آقای احمدی‏نژاد، توان علمی، اجرایی و تخصص برای انجام این کار را ندارد.

اگر چنین ناآرامی‏ها و اعتراضاتی روی بدهد، آیا جنبش سبز و سران آن در موقعیتی هستند که بتوانند آن را سازماندهی کرده و از آن به‏نفع جنبش اعتراضات مردمی استفاده کنند؟

پاسخ به این سؤال راحت نیست. به‏خاطر این‏که متأسفانه جنبش سبز، مقداری تحت تأثیر انسدادهای داخلی قرار گرفته است. اما نکته‏ای را که می‏خواهم بگویم، این است که از دیدگاه من، جنبش سبز اساساً چیزی نیست جز تجلی اعتراض‏های مردم به ناکارآمدی و ناشایستگی حاکمان موجود در ایران. آن‏ها چیز زیادی نمی‏خواهند. در واقع، مردم ایران یک زندگی سعادت‏مند، یک زندگی مرفه و یک زندگی شایسته‏ی یک فرد ایرانی را طلب می‏کنند و خواستار حکومتی هستند که با قوانین دمکراتیک اداره شود؛ مانند همه‏ی کشورهای دیگر دنیا که یک دمکراسی را به نمایش گذاشته‏اند. چیزی بیش از این نمی‏خواهند.

طبیعتاً، اگر اعتراضی به مسائل اقتصادی و اجتماعی بروز کند، می‏تواند در تشدید و تقویت جنبش سبز موثر باشد واحتمال این‏که بتوان از آن هم در سطح داخلی و هم در سطح بین‏المللی استفاده شود، بسیار زیاد است. منتها این‏‌همه، هوشمندی رهبران و جریان‏های دخیل در جنبش سبز را می‏طلبد.

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

تحریریه: کیواندخت قهاری