۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

مجلس و ترویج رسمی خشونت

گفتگو با رادیو زمانه


ایرج ادیب‌زاده

ایرج ادیب‌زاده-یک روز پس از تظاهرات ۲۵ بهمن در ایران که طی آن دو نفر کشته، چندین نفر زخمی و صدها نفر توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند، نمایندگان اصول‌گرای مجلس خواستار اعدام دو تن از رهبران جنبش اعتراضی مردم در ایران شدند.در همین روز گروهی از هواداران دولت در مقابل ساختمان دادگستری تهران گرد آمدند و خواستار محاکمه‌ی میرحسین موسوی و مهدی کروبی شدند.

تظاهرات ۲۵ بهمن ابتدا با اعلام حمایت و همبستگی از جنبش‌های مردمی تونس و مصر شکل گرفت، اما به اعتراض‌های گسترده‌ای مبدل شد که شعار اصلی آن «مرگ بر دیکتاتور» بود.روزنامه‌های وابسته به نیروهای اصول‌گرا چون «رسالت» امروز از فریاد «مرگ بر موسوی، مرگ بر کروبی و مرگ بر خاتمی» در خانه‌ی ملت نوشته‌اند.

در مجلس همچنین کمیته‌ای برای بررسی حوادث ۲۵ بهمن تشکیل شده است. همزمان عده‌ای از محافظه‌کاران محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران را مورد انتقاد شدید قرار داده‌اند. شماری هم به اکبر هاشمی رفسنجانی هشدار داده‌اند که باید هرچه سریع‌تر به مرزبندی با سران اصلاح‌طلب بپردازد.
علت حملات شدید محافظه‌کاران و محکوم کردن رهبران جنبش اعتراضی مردم ایران در شرایط کنونی چیست؟

این پرسشی است که با آقای دکتر محمدعلی توفیقی، روزنامه‌نگار و کارشناس سیاسی مقیم پاریس در میان گذاشته‌ام.

محمدعلی توفیقی: من فکر می‌کنم این درخواست که از سمت ارگان‌های مختلف حاکمیت مطرح شده و اینگونه هم وانمود می‌نماید که خواست عمومی و مطالبه‌ی مردم است، بیشتر به جدیت و عمق اعتراض‌های مردمی برمی‌گردد. راهپیمایی و اعتراض ۲۵ بهمن علی‌رغم همه‌ی ادعاهایی که اصول‌گرایان و رسانه‌های آنها، مخصوصاً یکی دو روزنامه مثل «کیهان» و غیره که مطرح کردند کسی حضور نداشت و تجمع‌ها ده نفره و صد نفره و غیره بود، یک هشدار جدی بود و نوعی نگرانی در حاکمیت ایجاد کرد. با این مفهوم که جنبش سبز علی‌رغم همه‌ی سرکوب‌ها، علی‌رغم همه‌ی توطئه‌هایی که علیه او به‌کار رفته است، بازداشت روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی، بستن روزنامه‌ و تشدید اعدام‌ها، علی‌رغم همه‌ی این‌ها بازهم وجود دارد و از یک پتانسیل بالا برای ایجاد تحول در جامعه‌ی ایران برخوردار است.

محافظه‌کاران و اصول‌گرایان تصور می‌کردند با برنامه‌هایی که پیاده کرده‌اند، با خفقان و وضعیتی که در جامعه ایجاد کرده‌اند، موفق شده‌اند شعله‌های این آتش را خاموش کنند. غافل از این که جنبش سبز به دلیل عمق‌ اعتراض‌های مردمی همانند یک آتش زیر خاکستر بوده که هر لحظه می‌تواند دوباره شعله‌ور شود و کیان جمهوری اسلامی را با خطرات جدی مواجه کند. به خاطر همین قضیه می‌بینیم که اینها در برابر وضعیت ۲۵ بهمن غافلگیر شدند. بعد از آن واکنش‌هایی که ما در مجلس دیدیم واقعاً برخلاف شأن قوه‌ی مقننه است. این نمایندگان با حالت خاصی در مجلس جمع شدند و شروع کردند به شعار دادن. همه‌ی اینها نشانه‌ی آشفتگی و نوعی استیصال است که در بدنه‌ی حاکمیت اینگونه خود را بروز می‌دهد.

تلویزیون جمهوری اسلامی تصاویر بی‌سابقه‌‌ای از نمایندگان معترض نشان داد که فریاد می‌زدند: «... اعدام باید گردد.» این تصاویر در برنامه‌های خبری مهم جهان بارها به دلیل رویدادهای اعتراضی روز ۲۵ بهمن نشان داده شد. نشان دادن شعار « ... اعدام باید گردد» از سوی نمایندگان مجلس به نظر شما چه تأثیری در افکار عمومی جهانیان خواهد گذاشت؟

من باز می‌گویم که این وضعیت متأسفانه چیز جدیدی نیست. یعنی مجلس به واسطه‌ی آن که برآمده از دل جامعه نیست، نمی‌تواند معدل سیاسی جامعه را نمایندگی کند. می‌شود گفت کسانی امروز در مجلس و جایگاه نمایندگان واقعی ملت قرار گرفته‌اند که عمدتاً به واسطه‌ی نزدیکی‌شان به حاکمیت و عبور از فیلترهایی مثل شورای نگهبان توانسته‌اند در آن جایگاه حضور پیدا کنند. به خاطر همین قضیه رفتارهایی که آنها از خودشان بروز می‌دهند، بیش از آن که مبتنی بر منطق و استدلال باشد، ناشی از یکسری احساسات برای جلب حمایت از سوی حاکمیت است. آن‌چه ما در رفتار نمایندگان مجلس می‌بینیم، جز ترویج خشونت رسمی نیست. حتی اگر ما فرض را براین بگذاریم که در هر جامعه‌ای ممکن است تخلفاتی توسط افراد مختلف به وقوع بپیوندد، در این حالت باید دادگاه و یک سیستم قضایی در این زمینه‌ها تصمیم بگیرد. در حالی که در طول ۳۲ سال گذشته ما شاهد بودیم که هسته‌ی اصلی قدرت که در بیت رهبری و شخص ولی فقیه متمرکز است، به هر طریقی و به هر شکلی که خواسته، اعتراض‌ها را در ارگان‌های حاکمیت مثل مجلس سازمان داده است.

در واقع می‌شود گفت که امروز صدای مجلس صدای مردم نیست. انعکاس مطالبات و خواسته‌های ولی فقیه است که فقط از زبان نمایندگان و البته متأسفانه به نام مردم منعکس می‌شود. این قضیه طبیعتاً در نزد جهانیان وجهه‌ی خوبی ایجاد نخواهد کرد که در مجلس یک مملکت که جایگاه و شأن قانونگذاری دارد، کسانی که خود را نماینده مردم می‌نامند، با یک حالت احساسی، استیصال‌گونه و عصبی دورهم جمع شوند و علیه افرادی شعار بدهند که در حصر خانگی هستند و هیچ اجازه‌ای به آنها داده نمی‌شود که با بدنه‌ی اجتماع ارتباط داشته باشند. به‌خصوص که آنها فاقد هرگونه ابزار و وسیله‌ی رسانه‌ای هستند و همه‌ی امکانات آنها را ازشان گرفته‌اند. دادن شعار «مرگ» هنر نیست و بیش از آن‌ که نشانه‌ی اقتدار باشد، به نظر من نشانه‌ی استیصال و ضعف حاکمیت استبداد دینی در ایران است.

فکر می‌کنید طرح سریع درخواست اعدام آقایان موسوی و کروبی و انتقادهای همه جانبه‌ی هواداران دولت و گروه‌های محافظه‌کار از این خواست، به کجا کشیده شود؟

این مسئله‌ای نیست که فقط تابع یک فاکتوری باشد مثل تصمیم‌گیری نمایندگان و حتی قوه قضاییه. مجموعه عوامل متعددی روی این موضوع یعنی بازداشت احتمالی یا محاکمه‌ی رهبران جنبش تأثیر دارد. فضایی که در خارج از کشور وجود دارد، تحریمی که ایران در آن قرار گرفته است، مشکلات عمیق و دامنه‌دار اقتصادی و این که مردم در یک حالت اعتراض عمیق قرار دارند، باعث شده است که حاکمیت تا این لحظه جرئت نکند که نسبت به بازداشت و محاکمه‌ی رهبران جنبش در داخل کشور اقدام کند.
به نظر من علی‌رغم همه‌ی سرکوب‌ها، تهدیدها و این که کمترین امکان برقراری ارتباط توسط رهبران جنبش با بدنه‌ی اجتماع وجود داشت، اما مردم با اعتراض‌شان به شیوه‌های حکومت‌داری و حضور خودشان در خیابان پاسخ خوبی به حکومت دادند. به همین دلیل جمهوری اسلامی مادامی که ببیند که آقایان موسوی و کروبی از یک حمایت مردمی و جایگاه برخوردار هستند، این مسئله را با همین وضعیت مشمول مرور زمان خواهد کرد و پیش خواهد رفت. درواقع به نوعی هراس و وحشت دارند از این که با سران جنبش سبز برخورد کنند. به خاطر این که می‌دانند با واکنش و اعتراض بسیار گسترده‌ی مردم مواجه خواهند شد.


برای شنیدن اینجا را کلیک کنید

۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

اعتراض های ۲۵ بهمن و یکم اسفند؛ «پایداری بیشتر برای حضور در خیابان ها»

نمایی از اعتراض های روز ۲۵ بهمن در تهران

نمایی از اعتراض های روز ۲۵ بهمن در تهران


وب سايت های خبری و شاهدان عينی از حضور گسترده نيروهای انتظامی در خيابان های مرکزی تهران در روز یکشنبه خبر داده اند.

با اين حال خبرگزاری های داخلی می گويند اوضاع تهران آرام بوده و در روز يکشنبه در تهران و ديگر شهرهای ايران هيچ اتفاقی نيفتاده است.

در همین حال، خبرگزاری فارس در گزارشی نوشت که تهران روز يکشنبه در آرامش کامل بود و به گفته اين خبرگزاری، ضد انقلاب باز هم ناکام ماند.


رادیو فردا در باره اعتراضات روز اول اسفند با محمد علی توفيقی، روزنامه نگار و تحليلگر سياسی گفت و گو کرده است.آقای توفيقی اعتراضات روز يکشنبه را اين گونه تحليل می کند:

محمدعلی توفيقی: تظاهرات و راهپيمايی هايی که روز يکم اسفندماه شاهد آن بوديم را بايد در ادامه روند خيزش جديد جنبش اعتراضی در خيابان ها ارزيابی کرد که از روز۲۵ بهمن ماه شروع شد.

به نظر من ما شاهد آغاز فصل جديدی از جنبش اعتراضی مردم هستيم که پس از انتخابات سال ۱۳۸۸به وجود آمد و اين بر خلاف پيش بينی های حاکميت بود که می گفت که جنبش اعتراضی مردم، کاملا سرکوب شده و رهبران آن را به سکوت وادار کرده اند.

حتی برخی از تحليلگران هم تا حدودی به دليل فروکش کردن حضور مردم در خيابانها، چنين تحليلی را ارائه داده بودند.

اما حضور مجدد مردم در خيابان و در روز ۲۵ بهمن ماه و همچنين در روز يکم اسفند ماه، نشان داد که اين جنبش همچنان از پتانسيل بالايی برخوردار است.

آقای توفيقی، در خيلی از مناطق تهران شاهدان عينی و مردمی که در تظاهرات شرکت کرده بودند، می گفتند که تعداد نيروهای لباس شخصی و انتظامی بسيار زياد بوده است و مردم به شدت سرکوب می شده اند. شما تفاوت اعتراضات مردمی امروز – يکم اسفندماه – را با اعتراضات آنها در روز ۲۵ بهمن ماه، در چه می بينيد؟

حاکميت در روز ۲۵ بهمن ماه مقداری غافلگير شد. برای اينکه فکر نمی کرد بعد از ۲۰ ماه ، جنبش از اين پتانسيل برای حضور مردم برخوردار باشد. به همين دليل هم امروز از آمادگی بيشتری برخوردار بودند. از سازماندهی بالاتر و منسجم تری برای سرکوب و مقابله با مردم بهره برد. اين امر را در اخبار منتشر شده در رسانه های داخلی و پوشش خبری هم به خوبی شاهد بوديم.

می شود گفت که حاکميت يک برنامه ريزی دقيق تری برای جلوگيری از تجمعات مردمی و پراکنده کردن آنها به خرج داده بود.

هم در روز ۲۵ بهمن ماه و هم در روز يکم اسفندماه حاکميت از يک تاکتيک استفاده کرد و با حضور پر حجم بسيجيان ، لباس شخصی ها و نيروهای سرکوب، تمام تلاششان را به کار بردند تا تجمعات پراکنده مردم به هم پيوسته نشود که برای آنها غير قابل کنترل شود.

آقای توفيقی، تحليل شما از پوشش خبری رسانه های داخلی چيست؟ با توجه به اينکه برخی مقامات جمهوری اسلامی در گفت و گو با رسانه های داخلی امروز مدعی شدند که خبری در تهران و ديگر شهرها نبوده و همه چيز آرام بوده است؟

به نظر می رسد که رسانه های حاکميت از يک مرکز مشترک در حال سازماندهی و هدايت هستند و محور عمده کارشان نيز اين بوده که نشان دهند اوضاع تهران آرام است، هيچ اتفاقی نيفتاده و هيچ تجمعی هم به وجود نيامده و کسی هم کشته نشده است.

البته ۲۴ ساعت قبل از اين، خبرگزاری فارس که وابسته به سپاه پاسداران است، محوری را تحت عنوان «کشته سازی با حجم انبوه» در اخبار خودش مطرح کرد و همه سايت های ديگر نيز آن را پوشش دادند.

اين محور مبنی بر اين بود که مثلا گروه های مسلح تصميم گرفته اند که تجمعات را برای ايجاد اغتشاش به گلوله ببندند.

اما اين کار با اين هدف انجام شده بود که اولا مردم را بترسانند تا در صحنه حضور نيابند و هم اينکه اگر احيانا سرکوب شديدی اتفاق افتاد، بتوانند آن را توجيه کنند که ما از قبل هشدار لازم را داده بوديم.

در عين حال دروغگويی آقايان و اينکه نتوانستند اين انسجام را تا آخر حفظ کنند از اين جا معلوم شد که همين خبرگزاری فارس، خبر دستگيری خانم فائزه هاشمی را در حالی اعلام کرد که گويا خانم هاشمی در حال سازماندهی مردم در تجمعات و ليدری آنان برای شعار دادن، دستگير شده است.

همچنين جانشين فرمانده نيروی انتظامی اعلام کرد که تجمعات پراکنده عوامل منافقين و وابستگان به آمريکا و انگليس، بدون هيچ حادثه ای پايان پذيرفته است.

اينها نشان می دهد که خبرگزاری های حاکميت از يک ستاد مشترک هدايت می شده اند اما باز هم نتوانسته اند انسجام خودشان را حفظ کنند.

به نظر شما اقدام بعدی جنبش سبز چه خواهد بود؟ آيا فکر می کنيد که بايد اين اعتراضات خيابانی ادامه پيدا کند؟ يا اينکه رهبران مخالفان بايد راه های ديگری را برای برون رفت از اين شرايط امتحان کنند؟

به نظر من اين بستگی به رفتار حاکميت دارد. اولا اين تظاهرات و اعتراضات به نظر می رسد که بيشتر جنبه خودجوش و مردمی دارد.

حاکميت اساسا حق اعتراض مردم را به رسميت نمی شناسد و توجهی هم به خواسته ها و مطالبات آنها ندارد. در چنين شرايطی من فکر می کنم که مردم ايران نيمه نگاهی به تجريبات خودشان از جنبش های اخير مردم مصر و تونس خواهند داشت.

به نظر می آيد که مردم ايران با نگاهی به جنبش های مردم منطقه، قصد دارند که اين بار برای حضور در خيابان ها پايداری بيشتری به خرج دهند. عملا اين حاکميت است که با پاسخ ندادن به مطالبات مشروع و قانونی و به حق مردم، آنها را به سمت مقابله و چالش دعوت می کند.


۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

«مردم تصمیم خود را گرفته‌اند»

مصاحبه با دویچه وله


سایت "کلمه" از کشیدن دیواری آهنی در معبر ورودی خانه موسوی خبر داده و وزیر کشور ایران هم اعلام کرده که روز پاسخگویی "سران فتنه" فرا رسیده است. یک تحلیل‌گر این تهدیدها را جدی و در عین حال نشانه استیصال حاکمیت می‌داند.

تهدید آقایان موسوی و کروبی به محاکمه، زندان یا اعدام در حالی اوج گرفته که حصر خانگی چند روزه‌ آنان از سوی هیچ مقام یا نهادی، اعلام رسمی نشده است.

گرچه صادق لاریجانی اعلام کرده بود که «جلوی اعلامیه‌پراکنی سران فتنه گرفته می‌شود»، اما تاکنون تنها احمد جنتی به صراحت در نماز جمعه پبشنهاد زندانی کردن این دو در خانه‌های خود و مسدود شدن وسایل ارتباطی‌شان با جهان پیرامون را داده است. سخنان سایر مقامات در باره کیفر موسوی و کروبی، کلی‌تر و هشدارگونه بوده است.

محمد مصطفی نجار، وزیر کشور ایران از جمله می‌گوید: «وزارت کشور برابر قانون با فتنه‌گران و سران فتنه برخورد می‌کند.» علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس در نامه‌ای خطاب به احمد جنتی نوشته که نباید تا محرز شدن اتهام‌ها، مجازاتی برای موسوی و کروبی تعیین کرد.

تشدید فشار بر موسوی و کروبی با بیانیه‌های شاخه جوانان حزب مشارکت و دفتر تحکیم وحدت همراه بوده است. این دو تشکل، در بیانیه‌هایی جداگانه، نسبت به هرگونه "تعرض" و تهدید موسوی و کروبی هشدار داده‌اند.

کوچه محل زندگی موسویکوچه محل زندگی موسوی

اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد مهندس موسوی می‌گوید که حصرخانگی موسوی و همسرش واکنش حاکمیت به "پیروزی ۲۵ بهمن" است. محمد علی توفیقی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی اما معتقد است که بازداشت خانگی رهبران "جنبش سبز" ریشه در گذشته و سیاست عدم تحمل مخالفان و منتقدان دارد.

آقای توفیقی، عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی می‌افزاید، مخالفت مردم با استبداد دینی عمیق‌تر از آن شده که با دستگیری یا حصر موسوی و کروبی فروکش کند. وی می‌گوید مردم تصمیم خود را برای ادامه اعتراض گرفته‌اند و رفتار حاکمیت در شرایط کنونی ناشی از استیصال است.

دویچه‌وله: تهدید آقایان موسوی و کروبی اساسا چقدر جدی است؟ چه بخشی از این تهدیدها تبلیغاتی و به‌منظور ابراز قدرت‌اند؟

محمدعلی توفیقی: تهدیدها جدی‌اند. نگاهی به گذشته جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که در برخورد با افراد منتقد و کسانی که رویکردها و مواضع رهبر را قبول ندارند، با کسی تعارف ندارند. حصر آقایان موسوی و کروبی اولین نمونه نیست. این بر می‌گردد به آن که اساسا در جمهوری اسلامی حق اعتراض برای مردم یا نخبگان، رسمیت ندارد و تحمل نمی‌شود. جواب این اعتراض‌ها حذف و طرد و زندان است.

شما حتما به بازداشت خانگی آقای منتظری اشاره می‌کنید اما شرایط اجتماعی کنونی با دوران حصر ایشان خیلی فرق می‌کند. آیا رویکرد کنونی جمهوری اسلامی با هزینه‌های احتمالی آن هماهنگی دارد؟

حاکمان جمهوری اسلامی به دلیل اشتباهاتی که در برخورد با وقایع پس از انتخابات داشتند، عملا دارند جنبش را به رادیکالیسم سوق می‌دهند. اگر آنها به همان مطالبات ۲۵ خرداد که عمدتا معطوف به تقلب در انتخابات بود پاسخ می‌دادند، الان شعارها علیه رهبر جمهوری اسلامی و نظام تبدیل نمی‌شدند.

حاکمان جمهوری اسلامی در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که اگر پاسخگوی مطالبات مردم در این مرحله باشند، باید مطالبات بعدی را پاسخ دهند. اما به‌نظر نمی‌رسد در ساختارفعلی جمهوری اسلامی امکان پاسخگویی به این مطالبات وجود داشته باشد

فکر می‌کنید با حصر خانگی یا دستگیری آقایان، می‌توانند مطالبات افکار عمومی را نیز از ذهن مردم پاک کنند؟

محمدعلی توفیقیمحمدعلی توفیقی

به هیچ‌وجه. بازداشت خانگی آقایان به فروکش کردن اعتراضات مردم منجر نمی‌شود. اساسا آنها انعکاس دهنده نظر مردم هستند و خودشان را رهبران آنها به‌حساب نیاورده‌اند. البته انتخاباتی که این‌دو نامزد آن بودند، موجب شعله‌ور شدن جنبش سبز شد، اما امروز مطالبات مردم سمت و سوی دیگری پیدا کرده است. مردم با استبداد و روش‌های غلط حکومتی و آسیب به منافع ملی کشور مخالفت دارند و با بازداشت موسوی و کروبی این اعتراض‌ها فروکش نمی‌کنند.

از طرف دیگر مقامات جمهوری اسلامی بارها گفته‌اند اگر موسوی و کروبی را بگیریم از آنها "امامزاده و قهرمان" درست می‌شود. تناقض درچیست که با تمام این گفته‌ها که عطف به واقعیت‌هم هست، ریسک فشار بیشتر بر آنها را می‌پذیرند؟

علت این‌که آقایان به سمت بازداشت خانگی موسوی و کروبی رفته‌اند، به آن بر می‌گردد که در تئوری به اصطلاح "فتنه" شکست خورده‌اند. تلاش کردند با زندان و اعدام و تشدید سرکوب، وضعیت جامعه را به قبل از انتخابات برگردانند. اما در ۲۵ بهمن دیدند که نه‌تنها اعتراض مردم فروکش نکرده بلکه بیشتر و عمیق‌تر و تندتر هم شده است.

این اقدام به‌نظر من از روی استیصال است. تصور می‌کنند با این‌کار می‌توانند خشم مردم را کنترل کنند در حال که علت این اعتراض‌ها استبداد دینی است و مردم تصمیم خود را گرفته‌اند و در صورت عدم ارتباط آقایان موسوی و کروبی با جامعه، به اعتراض‌ها و انتقادهای خود ادامه خواهند داد.

در عین حال فکر می‌کنید در صورت تشدید فشار بر آقایان، چه شکافی در میان اصولگرایان و تندروها ایجاد خواهد شد؟ ظاهرا اتفاق نظری در این زمینه بین آنها نیست.

در جبهه اصولگرایان ما شاهد دو رویکرد متفاوت هستیم. ما دیدیم که به‌اصطلاح نمایندگان مردم، خارج از شان قوه مقننه و بدون رعایت مراتب حقوقی و قضایی، در مجلس شعار اعدام آقایان را دادند. گروهی هم هستند که می‌گویند باید با آنها در جریان یک محاکمه علنی برخورد شود.

اتفاقا خود آقای کروبی گفت من آماده پرداخت هر هزینه‌ای هستم، به شرط آن‌که دادگاهی علنی تشکیل شود تا افکار عمومی در جریان صحبت‌های ما قرار گیرد. به نظر می‌رسد ترس آقایان هم ناشی از این نگرانی است که رهبران جنبش سبز با بیان حقایق، روشنگری کنند.

این‌که آنها را بدون هیچ پروسه حقوقی، محاصره خانگی کرده و تماس‌شان را با جهان پیرامون قطع کرده‌اند، خودش می‌تواند شکافی در میان اصولگرایان ایجاد کند که کلیت نظام را با این‌گونه رفتارها در خطر می‌بینند.

دفتر تحکیم وحدت نسبت به هرگونه تعرض علیه موسوی و کروبی هشدار داده و کشورهای غربی نیز پیش‌تر از ادامه فشار به آقایان اعلام نگرانی کرده‌اند. فکر می‌کنید حصر خانگی آنها پایدار باشد و رسمیت بیابد؟

این بستگی به واکنش‌های بین‌المللی و مردم دارد. ما الان می‌بینیم که بازتاب گسترده‌ای در سطح بین‌المللی و در سطح داخلی ایجاد شده است. راهپیمایی اول اسفند هرچند به دلیل یادبود کشته‌شدگان ۲۵ بهمن است، اما به‌نوعی حمایت از رهبران جنبش سبز هم هست. به نظر من، تصمیم جدی‌تر برای این بازداشت خانگی بستگی به اول اسفند هم دارد.

یعنی دارند عجالتا تست می‌کنند تا برآورد دقیق‌تری از اوضاع داشته باشند؟

بله. تصمیم این‌ها بستگی به میزان فشار در بدنه اجتماعی دارد. هر چه مردم در روز اول اسفند بیشتر شعار آزادی رهبران جنبش را سر دهند، هر چه در سطح بین‌المللی واکنش نشان داده شود، تصمیم این‌ها متغیر خواهد بود.

شرایط عمومی جمهوری اسلامی بسیار شکننده است و ادامه بازداشت رهبران جنبش می‌تواند وضعیت را برای رهبران جمهوری اسلامی دشوارتر کند.

مهیندخت مصباح

تحریریه: فرید وحیدی


۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

فراخوان برگزاری تجمع اول اسفند از سوی مخالفان حکومت

شورای هماهنگی راه سبز امید و رسانه های سبز در فراخوانی از مردم ایران خواسته اند تا روز یک شنبه، اول اسفند ماه در تجمع هائی در میادین اصلی شهرتهران و شهرستانها شرکت کنند.

در حالیکه آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران جنبش سبز، همینک در حصرخانگی به سر می برند، شورای هماهنگی راه سبز امید و رسانه های سبز : پایگاههای اینترنتی "ادوار"، "امروز"، تحول سبز"، " تغییر"، "جرس"، " دانشجو نیوز"، "شبکه تلویزیونی رسا"، "سحام نیوز"، "میزان خبر"، "ندای سبز آزادی" و "نوروز"، در فراخوانی از مردم ایران خواسته اند تا روز یک شنبه، اول اسفند ماه و به منظور گرامیداشت هفتمین روز کشته شدن 2 جوان ایرانی در تظاهرات روز 25 بهمن، در تجمع هائی در میادین اصلی شهرتهران و شهرستانها شرکت کنند.

در بخشی از این فراخوان آمده است: خبر بزرگ حضور مردم ایران در راهپیمائی 25 بهمن ماه آنچنان سبز بود که در زمستان بهار آورد و دستهای استبداد دینی را به رعشه انداخت. مردم آمدند با اینکه می دانستند درفش و گلوله همچنان پابرجاست و دل سنگین حاکمان به ناله مظلومان هنوز بی رحم مانده است.

همچنین "کمیته هماهنگی اعتراضات به قتل صانع ژاله" نیز در بیانیه ای ضمن پشتیبانی از حرکت اعتراضی در سراسرایران در اعتراض به قتل جانباختگان روز 25 بهمن، از مردم کردستان درخواست کرد تا روز یکشنبه را به اعتصاب سراسری تبدیل کنند.

گفتگو با محمد علی توفیقی، روزنامه نگار در پاریس
محمد علی توفیقی، روزنامه نگار در پاریس، به مناسبت فراخوان تجمع روز اول اسفند و دعوت مردم به حضور مجدد در خیابانها، چنین فراخوانی را در راستای انعکاس مطالبات مردم ، برای مبارزه با استبداد ارزیابی می کند. به گفته محمد علی توفیقی، در ابتدا اعتراض مردم نسبت به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود اما پس از آن بیشتر شیوه های حکومت داری و علل بوجود آورنده این شرایط و مشکلات، تبدیل به مطالبات مردم شد. به رغم اینکه 20 ماه از برگزاری انتخابات گذشته، اما اعتراضات هنوز ادامه دارد، امروز سمت و سوی این اعتراضات به سمت وضعیت استبدادی است که در کشور غلبه پیدا کرده است.

محمد علی توفیقی در ادامه می افزاید: در پی فراخوان آقایان موسوی و کروبی برای راهپیمائی روز 25 بهمن، حاکمیت اقدام به سرکوب مردم نمود و در پی آن این تظاهرات 2 کشته برجای گذاشت که حاکمیت ضمن مصادره این کشته شدگان، مسئولیت آن را به مخالفان نسبت داد. برای اعتراض به این وضعیت و اعتراض به شرایط استبدادی در ایران، مردم همانند دیگر کشورهای خاورمیانه تصمیم گرفتند به اعتراضاتشان ادامه دهند.


۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

«مردم برای اعتراض به استبداد دینی منتظر مجوز نمی‌مانند»














مصاحبه با دویچه وله

تنها سه روز به ۲۵ بهمن مانده؛ روز پیشنهادی موسوی و کروبی برای

راهپیمایی در حمایت از مردم مصر و تونس. موج تازه‌ای از دستگیری‌‌ها آغاز شده و طرفداران جنبش سبز اعلام کرده‌اند که به هر قیمتی در این راهپیمایی شرکت خواهند کرد.

فرمانده سپاه تهران: «فتنه‌گران جنازه‌ای بیش نیستند و با هرگونه تحرک آنها به شدت برخورد خواهیم کرد».

روزنامه کیهان، ستون اخبار ویژه: «امروزه جمهوری اسلامی ایران به خاطر آنچه در خاورمیانه جریان دارد از پشتوانه و اقتدار بیشتری برخوردار است و جوانان بسیجی در صورت مشاهده هواداران جنبش سبز، هرچه دق و دلی از اسرائیل و امریکا دارند را بر سر آنها خالی می‌کنند و برای کسب ثواب بعید نیست آنان را به قتل هم برسانند، لت و پار کردن که جای خود دارد».

دادستان کل کشور: «اگر واقعا شخصی انگیزه حمایت از مردم غیور مصر و تونس را داشته باشد، همراه با مردم و نظام در روز ۲۲ بهمن در راهپیمایی شرکت می‌کند لذا تعیین یک روز دیگر به این معنی است که این افراد خود را از صف مردم جدا کرده و همین امر موجب جدایی و تفرقه است. این یک اقدام سیاسی است و مردم ایران نیز هشیارند و اگر هم لازم باشد پاسخ خواهند داد».

سحام نیوز: «ماموران امنیتی در برابر ساختمان منزل مسکونی مهدی کروبی مستقر شده‌اند و به فرزند وی گفته‌اند که حق ورود به منزل پدری خود را تا ۲۵ بهمن ندارد».

سایت جرس: «تقی رحمانی، فعال ملی مذهبی و از مشاوران مهدی کروبی، شامگاه چهارشنبه بیستم بهمن ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. همزمان منابع دانشجویی اعلام کردند که دکتر مصطفی میراحمدی‌زاده، استاد حقوق عمومی دانشگاه مفید قم، عضو بنیاد باران و از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری نیز، در قم دستگیر شده است».

سایت کلمه: «ماموران امنیتی شب گذشته با ورود به منزل دکتر شریف زادگان که در زمان انتخابات ریاست جمهوری، مسوول کمیته اقشار ستاد میرحسین بود وی را بازداشت کردند. وی وزیر رفاه دولت اصلاحات و نیز همسر خواهر میرحسین موسوی است».

اینها تنها چند نمونه از اخبار ۲۴ ساعت گذشته، بعد از اعلام دعوت به راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن از سوی موسوی و کروبی هستند. در جبهه مقابل اما جو دیگری حاکم است. راه‌اندازی صفحه ویژه فیس‌بوک و توئیتر با نام ۲۵ بهمن، چاپ پوستر و برورشور، طرح شعارهای پیشنهادی برای روز تظاهرات، اعلام آمادگی نهادها و گروه‌های فعال برای شرکت در این راهپیمایی، برگزاری تجمع در خارج از کشور به منظور حمایت از راهپیمایی ۲۵ بهمن در اروپا و امریکا و دنیای پر شور وبلاگ‌ها که از «آمدن به هر قیمتی» سخن گفته‌اند.

مهدی کروبی یکی از دو تقاضاکننده مجوز راهپیمایی برای ۲۵ بهمن نیز به نیویورک تایمز گفته: «دوشنبه آینده روز سرنوشت‌سازی برای جنبش سبز است اگر دولت مجوز راهپیمایی بدهد شاهد تظاهرات بزرگی خواهیم بود که نشان‌دهنده پویایی جنبش سبز است».

جوادی حصار می‌گوید نمی‌شود مردم مصر به خاطر انتقادشان از دستگاه حاکمه در ایران مورد تمجید قرار بگیرند اما با منتقدین داخلی برخوردی دیگرگونه داشتجوادی حصار می‌گوید نمی‌شود مردم مصر به خاطر انتقادشان از دستگاه حاکمه در ایران مورد تمجید قرار بگیرند اما با منتقدین داخلی برخوردی دیگرگونه داشت

در کنار هم گذاشتن این دو گروه از اخبار، نشان از چه دارد؟ خشم و ترس حاکمیت یا احساس قدرت و اقتدار؟

محمدعلی توفیقی روزنامه‌نگار مقیم پاریس و عضو سابق سازمان مجاهدین انقلاب این رفتارهای حاکمیت را نشانه‌ای از ترس می‌داند. او می‌گوید: «با توجه به این که استقبال بسیار گسترده‌ای از فراخوان رهبران جنبش سبز برای راهپیمایی روز ۲۵ بهمن به‌وجود آمده، حاکمیت یک احساس خطر جدی کرده است. به خاطر این که آن‌ها با ابزارها و نظرسنجی‌های مستمری که از دل جامعه می‌کنند، خودشان متوجه عمق نارضایتی مردم و انگیزه‌های قوی آن‌ها برای شرکت در اعتراضات خیابانی هستند. مخصوصاً وقایعی که در خاورمیانه شاهد آن بودیم و اتفاقات مصر و تونس، اثرات بسیار مثبتی بر مخالفان دولت ایران داشته و آنان را به ایجاد موج جدیدی از ابراز اعتراض نسبت به وضع موجود امیدوار کرده است. همه‌ی این‌ها دلیل قاطعی است که نشان می‌دهد حاکمیت از حضور مجدد معترضان در خیابان دچار وحشت شده است».

محمد صادق جوادی حصار مدیر مسئول روزنامه توقیف‌شده‌ی توس عکس‌العمل مقامات قضایی در برابر تقاضتی قانونی صدور مجوز برای راهپیمایی را نشان از عدم تحمل صدای مخالف دانسته و می‌گوید: «وقتی به صورت قانونی و رسمی، به دور از مباحثی که خیلی‌ها مطرح می‌کنند، آقای کروبی و آقای موسوی درخواست می‌کنند که یک راهپیمایی قانونی در حمایت از ملت مصر و تونس انجام شود و دستگاه قضایی و سخنگوی قوه قضاییه اعلام می‌کند که این راهپیمایی شدنی نیست و اگر می‌خواهید راهپیمایی کنید، در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنید، معنا و مفهومش این است که در جمهوری اسلامی هر حرکتی که می‌خواهد اتفاق بی‌افتد، از نگاه بعضی‌ها و نه همه‌ی حاکمیت، چیزی نیست جز این که یا با ما هستید یا بر ما. حد وسطی را متصور نیستند که ممکن است عده‌ای قانون را هم قبول داشته باشند، نظام جمهوری اسلامی را هم با همه‌ی انتقاداتی که ممکن است به آن داشته باشند، در کلیت هنوز قابل دفاع ببینند و بخواهند در چارچوب همین قانون رفتارهای انتقادی و پشتیبانی‌های خودشان را هم در جامعه نشان دهند و نشان دهند که خواهان یک حرکت اعتراضی قانونی هستند».

«جو ارعاب ۳۲ سال است که حکمفرماست»

برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند اظهارات تهدیدکننده از سوی برخی مقامات جمهوری اسلامی و و نیز دستگیری و بازداشت فعالان به منظور حاکم کردن جو رعب و وحشت در جامعه و جلوگیری از حضور مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن به دلیل ترس است. محمدعلی توفیقی اما می‌گوید این جو ۳۲ سال است که بر ایران حاکم است و جمهوری اسلامی هرگز حق حضور اعتراضی مردم در خیابان را به رسمیت نشناخته است. او ادامه می‌دهد: «به نظر می‌آید مردم اگر قصد داشته باشند نسبت به این شیوه‌ی حکومت‌داری و استبداد دینی پدید آمده اعتراضی کنند، نباید منتظر صدور مجوز باشند».

از سوی دیگر وی با این نکته اشاره می‌کند که هرچه حضور مردم قوی‌تر باشد امکان سرکوب کمتر است. آقای توفیقی مدل مصر را الگویی قابل تکرار برای ایران می‌داند و می‌گوید: «همین اتفاقاتی که در مصر افتاده، نشان داده است که هر چه قدر هم اراده‌ی سرکوب وجود داشته باشد، اگر مردم با انگیزه‌های قوی برای اعتراض به وضع موجود در خیابان حضور داشته باشند، این سرکوب‌ها نمی‌تواند از تأثیر زیادی برخوردار باشد».

محمدعلی توفیقی می‌گوید وقایع خاورمیانه مردم ایران را به ایجاد یک موج جدید اعتراضی امیدوار ساخته استمحمدعلی توفیقی می‌گوید وقایع خاورمیانه مردم ایران را به ایجاد یک موج جدید اعتراضی امیدوار ساخته است

اگر مجوز ندهند...

مهدی کروبی در گفت و گو با خبرنگار نیویورک تایمز در پاسخ به این پرسش که اگر مجوز برای راهپیمایی ۲۵ بهمن صادر نشود، چه نفعی برای جنبش سبز خواهد داشت می‌گوید: «اگر حکومت اجازه برپایی این تظاهرات را به هواداران جنبش سبز ندهد معنایش این خواهد بود که آنها بر خلاف شعارها و ادعاهای خود مبنی بر حمایت از مردم مصر وتونس عمل می‌کنند و مواضع آنها در مواجهه با خدادهای اخیر کشورهای مصر و تونس و دیگر کشورهای مسلمان منطقه صادقانه نیست».

جوادی‌حصار به تعارض موجود در رفتار حاکمیت جمهوری اسلامی در صورت ندادن مجوز راهپیمایی و آشکار شدن این تعارض اشاره کرده و می‌گوید: «در چنین شرایطی وقتی قوه قضاییه اعلام می‌کند که ما به شما مجوز نمی‌دهیم، اولین مسئله‌ای که زیر سئوال خواهد رفت، تعارضی‌است که بین ادعای این جماعت با حمایت از آزادی و آزادی‌خواهان و منتقدان در بیرون مرزها به‌وجود می‌آید، با آنچه در درون مرزها به منصه‌ی ظهور می‌رسانند. در حقیقت اگر مردم مصر به‌خاطر انتقادشان از دستگاه حکومتی خودشان، اینجا مورد تمجید قرار می‌گیرند، نمی‌شود با همان رفتار در داخل کشور برخورد دوگانه‌ای داشت و به منتقدین به دیده‌ی تحقیر و توطئه نگاه کرد».

وی با اظهارات وزیر کشور مصر بعد از سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در روز جمعه گذشته در حمایت از مردم مصر اشاره کرده و می‌گوید: «من به‌عنوان یک شهروند ایرانی و به‌عنوان مدافع جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی واقعاً شرمنده شدم وقتی بعد از صحبت‌هایی که مقامات ایران داشتند وزیر کشور مصر اعلام کرد که ما منتظر آزمایش‌های شما در برابر مردم‌تان هستیم تا ببینیم شما در برابر مردم‌تان چه جور آزمایشی پس می‌دهید».

آقای جوادی‌حصار اظهار امیدواری می‌کند رفتار دولتمردان جمهوری اسلامی همانگونه که دوست دارند الگویی برای دیگر حکومتها باشند در عمل نیز چنین باشد.

میترا شجاعی

تحریریه: فرید وحیدی


برای شنیدن مصاحبه اینجا را کلیک کنید